اندر احوالات بعد اعتراف
-
تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 15:15
کاراموزی بودم و وقت نکردم از این دو روزی که اومدم بنویسمشنبه صبح بعد بیمارستان اولین همکلاسی که غیر همگروهیام دیدممیم الف بود
امروز من
-
تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 15:15
امروز کاراموزیم کنسل شدو بعد از روزی که ابله مرغون گرفتم بالاخره امروز یه حموم درست حسابی رفتمتیپ زدم و بدون ماسک رفتم دانشگاه
بالاخره دیدمش
-
تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 16:38
بعد یه کاراموزی حوصله سربر و خسته کنندهیه روزی که هیچ امیدی به دیدنش نداشتم چون هیچ کلاسی پسرا امروز نداشتنتو بخش اموزش بالاخرع دیدمش و رو در رو و چش تو چشم شدیم
نهههههههه
-
تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 16:38
نههههههههههههههههههههههه آبله مرغوووون گرفتم
چرا
-
تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 16:38
نهههمن خاک بر سر نباید الانم که درد میکشم اولین فکرو خیالم اون باشهکی به این حد از خواستن یه نفر رسیدم من ؟چرا وقتی استعلاجی گرفتم اولین فکر و دغدغه تو ذهنم این بود که ده روز نمیبینمش ؟ تو این ده روز دلتنگیمو چیکار کنم ؟چرا بهش فکر میکنم ذهنم ارومه؟ خیالم راحته ؟چرا صدام ذوق داره وقتی ازش حرف میزنم ...
ادامه چت
-
تاریخ: 1402/7/11 ساعت: 6:20
و این چت همچنان ادامه دارد...
همچنان میم.الف
-
تاریخ: 1402/7/11 ساعت: 6:20
چت طولانی شد و دیگه به نظرم لازم نیس همشو اینجا بزارمیه چن مورد که دوست داشتم رو اینجا مینویسمفک کنم پست قبل این پیامو گذاشتم که گفتم :بله حضوری نه من خیلی تو جمع هستم نه شماادم مشترکی هم بینمون به اون صورت نیس که به واسطه اشون بشه هم صحبت شدولی خب فقط هم سلام و احوال پرسی نبوده :)بله و این از سعادت...
شنبه ۸ مهر
-
تاریخ: 1402/7/11 ساعت: 6:20
این چن روز ننوشتم چی شد...پشم ریزون ترینش اینکه اولین کسی که از بچه های کلاس دیدممیم الف بود
خاطره دماغ من :) پارت وان
-
تاریخ: 1402/6/17 ساعت: 15:48
خب سلاممن بالاخره بعد ۱۱ روز اومدم که خاطره عمل بینی ام رو به طور کامل و جامع توی وبلاگم ثبت کنم
دلم براش تنگ شده :(
-
تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 13:53
بنده یه عدد دلتنگ خاک بر سر هستمکه امروز شدیدا دلم برای ❤️میم.الف جانم❤️ تنگ شده
نفسای آخر مرداد...
-
تاریخ: 1402/6/7 ساعت: 12:50
سلام خوبین خوشین؟ چه خبر؟من دوباره بعد مدتها اومدماخرین پستم فک کنم اول مرداد بوددر مورد خودم گفتمگواهینامه و اسباب کشی و ...***کتابی که میخوندم رو حقیقتا ول کردم و ادامه ندادم با اینکه فوق العاده قشنگ بود تا موقع شروع کلاسا دوباره ادامه اشو میخونم ___آیین نامه رو بار اول قبول شدم ولی هنوز با افسر ر...
بالاخره
-
تاریخ: 1402/6/7 ساعت: 12:50
امروز خیلی خستماز شدت خستگی زااارمهمین چن کلمه که نوشتم صدبار غلط تایپیامو اصلاح کردم :(چشام میسوزع و ناخودآگاه اشک میادحالت تهوع بدی دارم ، یدونه متوکلوپرامید خوردم شاید قط شهخوابم میاد به شدتپاهامم درد میکنهولی بالاخره شد...پول رو واریز کردم و فردا ساعت ۱ عازم اتاق عملماگه پستمو میخونی برام دعا کن...
عمل مماخ
-
تاریخ: 1402/6/7 ساعت: 12:50
سلام خوبم:) از عمل با موفقیت بیرون اومدن ممنون از دعاهاتون یکم بهتر شم میام مینویسم ماحراها رو
۲ بامداد
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 16:14
دیشب ۲ شب جوابمو دادمن خواب بودم ۲۰ دقه بعدش یهویی بیدار شدم و پیامشو دیدم تا جواب پیامشو دادم آن شد سین زد و تا ۴ چت کردیم...حقیقتا برگام...و این پیامش تو ذهنم حک شد«فک میکنم تا حالا متوجه شدم دیگه شما کی هستیناینم هیچوقت به شما نمیگم !!!»نمیدونم ازینکه فهمیده کی ام ذوق کنم یا از طرز بیان جمله اخرش...
راجع به خودم...
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 16:14
خب امروز اومدم یکم راجع به خودم بنویسماز کسی نوشتن بسه____از ۱۴ ام که اومدم خونه یه روز هم خونه بند نبودممهمونی نرفتم به جز خونه مادربزرگمهمون داشتیم یکی دوتاییگواهینامه تو شهری امو دارم میرم و امروز عصر اخرین روزمهبعدش باید با افسر رو اوکی کنم_____تپش قلب شدید و چنتا درد شدید قلب باعث شد برم پیش مت...
تویی که عجیب غریب حرف میزدی :)
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 19:41
چقدر من منتظر کامنتت بودم :)این رسمشه؟اسمتو نقطه بزاری.ادرس وبتو نزاری :/پیامتو خصوصی بزاری؟!فکر نمیکردم (فندق گویان) هنوز وب منو داشته باشین =)بزرگ شدم دیگه فندق نیستم ==)بسی بسی خوشحال شدم
آیه مشهدیِ دانشجو
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 19:41
سلامبالاخره اومدم
شب امتحان
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 19:41
سلام منم آیه بعد نمدونم چن وقت =)امیدوارم حالتون خوب خوب خوب باشهمنم و یه ترم یکی و امتحانای اخر ترم و جزوه های نخوندهمنم و خوابگاه و شلوغیاشو و بی تمرکزیاشمنم و ظهرا برای ناهار تا سلف پیاده رفتن منم و مبحث قلب و عروق که مغزم دیگه گیرپاج کرد و نتونستم تمومش کنم :/ولی همش قشنگه همش میارزه بزرگ شدن رو...
آیه مشهدی :)
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:25
ولادت امام رضا (ع) سرور و سالار ایرونیا مخصوصا ما مشهدی,ارو به تموم دوستای گل وبلاگیم تبریک میگمالانم جای همتون خالی دارم میرم حرم :)نایب الزیاره همتون هستم :)التماس دعا :)
آیه دختر کمانگیر :)
-
تاریخ: 1398/4/12 ساعت: 8:50
سلام :)خوبین؟!؟!؟!؟!؟امیدوارم که آیه نامی رو هنوز بشناسین :)تو این فک کنم بیشتر از یه ماه دوبار نت ساعتی خریدم و کامنتای پر مهرتونو(جز نرگس که فحش بارونم کرد)رو خوندماز همه ممنون :)اتفاقات خیلی خیلی خ